لیانا عشق مامان و بابا لیانا عشق مامان و بابا ، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره

نی نی جون ما

آماده برای حرکت (قورباغه ای رفتن لیانا جوون )

شنبه 16 دی ماه 91 لیانای ما 8 ماه و 21 روزشه لیانا جون امروز به صورت چهاردست و پا روی زمین قرار میگیره و خودش رو جلو عقب میکنه خیلی خنده داره مامانی انگار داری فکر میکنی برم بعد پشیمون میشی که نرم بهتره
13 اسفند 1391

شب یلدا لیانا خانوم 8 ماه و 5 روزشونه

  پنجشنبه 30 آذر ماه 1390 اولین شب یلدا با لیانا جون که خیلی خیلی هم خوش گذشت بابایی دوست بابابزرگ رو دعوت کرده بود خونمون و یادش رفته بود و ما هم 3 تایی رفته بودیم خونه نرگس خانم که یکدفعه دوست بابابزرگی زنگ زد که نزدیک خونه ماست وای مامانی نمی دونی چطور با عجله خودمون رو رساندیم خونه وسایل پذیرایی هم یکی یکی خودشون جور شدن و همه آمدن خونه ما مامان جونت انار دونه کرده بود با هندوانه آورد عمو محمد آجیل خرید و آورد خلاصه همه آبرو داری کردن خیلی خیلی خوش گذشت   ...
13 اسفند 1391

هشت ماهگی عشق ما لیانای ما

٢٥شنبه  آذر ماه 1390 مبارک مبارک هشت ماهگیت مبارک لیانا رو شیطنتاش برای خوردن ریشه های قالی الهی فدات شم مامانی ریشه قالی رو میکشی طرف دهنت خب ریشه کوتاه به دهنت نرسیده از دست کوچیکت ول میشه تو شیطونک مامانم میخوابی روی زمین و ریشه ها رو میکنی تو دهنت قربون بازیگوشیهات برم عزیزم
13 اسفند 1391

لیانا جون و کمبود وزن

یکشنبه 12 آذر ماه لیانا جون 7 ماه و 17 روزشه هفته پیش لیانا جون رو بردیم پیش دکتر روحی وقتی که وزنش کردن گفتن لیانا کمبود وزن داره و کلی ما جوش زدیم شما فقط 7100 وزنت بود وزنی که ماه پیش داشتی هم همین بود و دکتر برات آزمایش ادرار نوشت به سختی و با گذشت وقت زیاد موفق شدم ازت آزمایش ادرار بگیرم و خداروشکر چیزت نبود اما از امروز خوردن یه شیر تقویتی به نام اینفاترینی رو برات شروع کردیم 10 تا باید نوش جان کنی البته شیر به سختی گیر میاد و 10 تاش 150000 تومان میشه فدای سرت ان شااله وزن بگیری و ما رو خوشحال کنی عزیزم
13 اسفند 1391