لیانا عشق مامان و بابا لیانا عشق مامان و بابا ، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 4 روز سن داره

نی نی جون ما

الهی فدای ایستادنت برم مامانی

شنبه 21 بهمن ماه 91 لیانا جوووون 9 ماه و 26 روزشه  الهی فدات شم مامانی شما از امروز دستت رو می گیری به میز  و یا هر چیز دیگه ای و وایمیستی قربونت برم که بزرگ شدی کلی هم کیف میکنی تازه وقتی هم که چهار دست و پا میری دنده عقب برمیگردی و میشینی وای وای وای که دل میخواد بخورمت عسلکم
13 اسفند 1391

اندر حکایت کارهای لیانا جون در نه ماهگی

دوشنبه 25 دی ماه هورااااااااااااااااااااا لیانای ما نه ماهش هم تموم شد مبارک عزیزم و اما کارهای لیانا جون توی این ماه : ١ - لیانا جون نمی تونه چهار دست و پا بره و خودش رو عین قورباغه پرت میکنه 2 _ لیانا عاشق دکتر کپی و وقتی برنامه شروع میشه کلی جیغ میکشه و میخنده . الهی فداش شم دستاشو باز می کنه بره بغلش 3_ لیانا خانوم جیغ میکشد اونهم جیغ های تیز که گوش درد میگیره 4 _ لیانا میگه ژِی ژِی ژی ژی  ٥_ لیانا یه قورباغه کوچولو داره که دائم توی بغلشه حتی وقتی میخوابه   ٦_ عکس لیانا رو بابایی زده رو یخچال هر وقت و هرجا لیانا باشه بهش بگیم لیانا کوش سریع برمیگرده طرف یخچال و اونجا رو نگاه میکنه 7_تولد عسل ک...
13 اسفند 1391

چهار دست و پا رفتن عشق ما لیانای ما

پنجشنبه 12 بهمن ماه 91 لیانا جون 9 ماه و 17 روزشه قربونت برم که بالاخره یاد گرفتی چطوری چهار دست و پا بری کلی دلم می سوخت مامانی وقتی مثل قورباغه خودت رو روی زمین پرت میکردی خداروشکر که یاد گرفتی چهر دست و پا بری خداروشکررررررررررررررررررررر
13 اسفند 1391

وای خدای من لیانا جون از پله بالا میره

دوشنبه 9بهمن ماه 91 لیانا جوون 9 ماه و 14 روزشه الهی فدات شم مامانی امشب خونه مامان جوون فخری بودیم و جلسه بابا جون با دوستاشون تو خونه مامان جوون بود شما هم که علاقه خیلی خیلی زیادی به بابا جونی داری همش می خواستی بری تو جلسه باباجوونی اما یه پله مزاحمت بود بالاخره شما موفق شدی با سعی و کوشش زیاد از پله بری بالا و کلی هم منو ذوق زده کنی و هم خودت که بابا جون رو رفتی بالا و دیدی الهی فدات شم که داری بزرگ میشی شب باباییت اومد و براش تعریف کردم می دونستم باورش نمیشه به همین خاطر ازت فیلم گرفته بودم وقتی دید کلی ذوق کرد آفرین یکی یه دونه ما
13 اسفند 1391

هدیه عمو علی یه عروسک خوشجل نارنجی

چهارشنبه 27 دی 91 لیانا جوون 9 ماه 2 روزشه دست عمو علی جوون  درد نکنه از قم براتون یه عروسک خوشجل آوردن اسمش طبق معمول گذاشتیم نارنجی اینم عکسش مبارکه عزیزم البته عروسکت آواز هم می خونه که انگار شما خیلی خوشت نمی یاد که آواز بخونه هههه
13 اسفند 1391

اما حکایت کارهای لیانا خانوم در هشت ماهگی

١- بابایی یه بار لیانا رو میبره تو آشپزخانه و لوستر فلفل دلمه ای رو تکون می ده از اون به بعد هر وقت لیانا میره تو آشپزخانه سریع سرش رو به سمت لوستر بالا میکنه ٢- وقتی بابایی ریموت در پارکینگ رو میزنه لیانا با دقت به چراغ در که خاموش روشن میشه نگاه میکنه ٣- لیانا عاشق تبلیغات تلویزیون هر چقدر که گریه بکنه تبلیغ شروع شه ساکت میشه و گوش میکنه ٤-متاسفانه لیانا یه کار بد میکنه انگشت شصتش رو میکنه آروم تو چشمش وای وای وای ٤-لیانا عاشق بپه هاست و عروسک ها با دیدن دکتر کپی گریه میکنه که بره بغل دکتر کپی ههههه یه روز یه نی نی دیده بود خیلی کوچولو دستاش رو باز کرده بود بره بغل نی نی ٥ - متاسفانه لیانا موهای مامانی رو میکشه و با موهای دست باب...
13 اسفند 1391