لیانا عشق مامان و بابا لیانا عشق مامان و بابا ، تا این لحظه: 14 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

نی نی جون ما

دو ماهگیت مبارک عروسک قشنگم

شنبه ٦ خرداد ماه 91 الهی قربونت بریم عزیزم امروز متوجه شدم شما میتونی چند ثانیه گردنت رو نگه داری خیلی خوشحالم شما داری کم کم بزرگ میشی راستی امروز به سختی تونستم مژه های چشم راستت رو بچینم خیلی تکون مبخوری و خوابت سبکه آخه شنیدم اگه سر مژه هات رو بچینم مژهات بلند میشه عزیزم ان شااله فردا هم اون یکی رو میچینم دوست دارم قشنگم پنجشنبه ٢٥ خرداد ماه 91 مبارک مبارک دو ماهگیت مبارک امروز صبح ساعت ٦ مامانی بهت ٩ قطره استامینوفن داد آخه الان شما چهار کیلو و چهارصدو پنجاه گرمی تا ساعت ٨ بریم واکسن بزنیم ساعت ٨ با کلی استرس با باباییت رفتیم اما واکسن نداشتن و برگشتیم خونه ...
8 بهمن 1391

روزت مبارک بابا مجید مهربونم

دوشنبه ١٥ خرداد همسر عزیزم تبریک اولین سال پدر شدنت رو صمیمانه از من و لیانای عزیزمون پذیرا باش امیدوارم سایه ات همیشه بالای سر من و لیانا باشه عزیز م لیانا جون از بس زهرا جون باهاش حرف زد ساعت ٤ صبح که بیدار شد گفت اوغ ا خیلی ذوق زدم   ...
8 بهمن 1391

روز مادر و سالگرد آشنایی من و بابایی

شنبه ٢٣ اردیبهشت دختر نازنینم بالاخره من مامان شدم امروز روزه منم هست خیلی خوشحالم در ضمن امروز روز خواستگاری بابایی از منم هست دقیقا ٥ سال پیش شب بابایی برای من و شما گل رز خرید آخه دختر نازم امروز روز شما هم هست به عنوان یه خانوم کوچولوی ناز نازی روز من و شما مبارک نازنینم
8 بهمن 1391

صندلی غذای عزیزم

چهارشنبه بیست و یک دی ماه نود وای مامانی امروز صندلی غذات که سه کاره است به دستمون رسید خیلی نازو قشنگه مبارکت باشه گلم عکسش گلم  منو بابایی خیلی خیلی دوست داریم عزیزم   ...
20 مرداد 1391