بازم دخمل خوشکلم رو دیدم
دوشنبه ١٤ فروردین
الهی مامانی فدات شه عزیزم عصری رفتم دکتر به امیدی که خانم دکتر قبول کنه روز ١٩ فروردین منو سزارین کنه و شما دنیا بیایی من و بابا خیلی بی طاقتیم اما هر چی التماس کردم خانم دکتر راضی نشد
اما سونوم کرد و من شما رو دیدم الهی قربون صورت ماهت برم CD رو برات نگه داشتم تا ببینم
خانم دکتر پاهام رو دید خیلی ترسید سریع منو فرستاد آزمایش کبد
و بعد هم دکتر پوست
راستی دیروز اولین سیزده بدری بود که شما با منو بابایی هیچ جا نرفتیم عمو اسماعیل دعوتمون کرد خونه مامانش و عصر با بابایی رفتیم اونجا از بس تنم میخوارید شب همه شام سانویچ خوردن ولی مامانی از بس خارش داشت ماست و خیار خورد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بازم دخمل خوشکلم رو دیدم
