قربون دخمل بیست و نه هفتمون بریم
دوشنبه ٢٤ بهمن ماه ٩٠
صبح وقتی مامانی میخواست از خواب بیدار شه یک دفعه ماهیچه هر دو تا پام گرفت بیچاره باباییت خواب بود و با صدای جیغ من از خواب بیدار شد اما هر چهقدر ماساژ داد خوب نشدم اما خداروشکر بهتر شدم خیلی سرکار درد داشتم و نمی تونستم درست راه برم اما فدای یه تار موی شما عزیزم
بیست و نه هفتگیت مبارک عروسک نازم

.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


قربون دخمل بیست و نه هفتمون بریم
